از بایزید بسطامی (از شاگردان امام جعفر صادق (ع)) پرسیدند: چه شد به این مقام رسیدی؟
گفت: در یک شب سرد زمستانی، در نیمۀ شب، مادرم از خواب بیدار شد و از من آب خواست. رفتم کوزۀ آب را بیاورم، دیدم کوزه آب ندارد.
به سر چشمه رفتم آب آوردم و وقتی به منزل برگشتم دیدم مادر در خواب است. همچنان با در دست داشتن کوزه ایستادم تا مادرم پس از بیدار شدن از آب کوزه استفاده کند.
چون مادر از خواب بیدار شد از آب خورد و مرا دعا کرد و چون خواستم کوزه را بر زمین بگذارم، کوزه به دست من یخ زده بود. مادر پرسید: چرا کوزه را بر زمین نگذاشتی تا دست تو یخ نزند؟ گفتم: ترسیدم تو بیدار شوی و من حاضر نباشم.
مادر باز هم مرا دعای بسیار کرد و من گمان می برم از دعای او، خداوند این چنین توفیقاتی به من عطا فرمود.

" منبع: کتاب سّر دلبران "
نوشته شده توسط یسنا در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم، به حیوان بر زدم
مردم از حیوانی و انسان شدم
پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک بال و پر
بار دیگر از ملک قربان شوم
آن چه اندر وهم ناید، آن شوم
پس عدم گردم، عدم، چون ارغنون
گویدم " انا الیه الراجعون"
-------------------------------------
از مکاید بزرگ شیطان و نفس امّاره آن است که جوانان را وعدۀ صلاح و اصلاح در زمان پیری می دهد تا جوانی با غفلت از دست برود و به پیران وعدۀ طول عمر می دهد تا لحظۀ آخر با وعده های پوچ انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او بازدارد تا زمان مرگش فرا رسد.
-------------------------------------
ستایش و نیایش:
ستایش خداوندی را سزاست که شبم را به صبح آورد، بی آنکه مرده یا بیمار باشم.
نه دردی بر رگ های تنم باقی گذارد و نه به کیفر بدترین کردارم گرفتار کرد.
نه بی فرزند و خاندان مانده و نه از دین خدا روی گردانم، نه ایمانم دگرگون و نه عقلم آشفته و نه به عذاب امّت های گذشته گرفتارم.
خدایی که تاریکی ها او را پنهان نسازد و از نورها روشنی نگیرد
شب او را نپوشاند و روز بر او نمی گذرد
نه بینایی او از راه دیدگان است و نه علم او از راه اطّلاعات و اخبار است.
---------------------------------------
خدایا! به تو پناه می برم از آن که در سایه ی بی نیازی تو، تهی دست باشم
یا در پرتو روشنایی هدایت تو گمراه گردم
یا در پناهِ قدرتِ تو، بر من ستم روا دارند
یا خوار و ذلیل باشم در حالی که کار در دست تو باشد.
---------------------------------------
خدایا! ما به تو پناه می بریم از آن که از فرمودۀ تو بیرون باشیم یا از دین تو خارج گردیم
یا هواهای نفسانی پیاپی بر ما فرود آید که از هدایت ارزانی شده از جانب تو سر باز زنیم.
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
