امام حسن (ع) فرمودند:
عده ای از یهودیان خدمت رسول خدا (ص) رسیدند و داناترین آنها سؤالاتی از پیامبر (ص) پرسید. از جمله:
علت چیست که تو را «محمّد، احمد، ابوالقاسم، داعی، نذیر و بشیر » گفته اند؟
پیامبر (ص) فرمودند:
« مرا محمّد گفته اند، چون در زمین ستوده و مورد ستایشم؛
و احمد گفته اند، چون در آسمان ستوده و مورد ستایشم؛
و ابوالقاسم گفته اند، چون خدای عزّوجل در قیامت دوزخ وبهشت را تقسیم می کند و آنگاه تمام کسانی که به من ایمان نیاورده اند، در آتش قرار می گیرند و تمام کسانی که به من ایمان آورده اند و به پیامبری ام اقرار کرده اند، در بهشت؛
و داعی گفته اند چون مردم را به دین پروردگارم فرا می خوانم؛
و نذیر گفته اند چون کسی را که نافرمانی ام کند، به آتش می ترسانم؛
و بشیر گفته اند چون کسی را که پیروی ام نماید، به بهشت بشارت می دهم ».

" منبع: کتاب پاسخ ها و پیام ها"
نوشته شده توسط یسنا در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 ساعت 21:23 موضوع | لینک ثابت
مردی از سفر حج برگشته، سرگذشت مسافرت خودش و همراهانش را برای امام صادق تعریف می کرد.
مخصوصاً یکی از همسفران خویش را بسیار می ستود، که چه مرد بزرگواری بود، و ما به همراهی همچو مرد شریفی مفتخر بودیم.
یکسره عبادت می کرد. همین که در منزلی فرود می آمدیم او فوراً به گوشه ای می رفت و سجاده خویش را پهن می کرد و به طاعت و عبادت خویش مشغول می شد.
امام فرمودند: « پس چه کسی کارهای او را انجام می داد؟ و که حیوان او را تیمار می کرد؟»
مرد پاسخ داد: البته افتخار این کارها با ما بود. او فقط به کارهای مقدس خویش مشغول بود و کاری به این کارها نداشت.
امام فرمودند:
« بنابراین همۀ شما او برتر بوده اید.»
" داستان راستان (1) "
نوشته شده توسط یسنا در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 15:37 موضوع | لینک ثابت
* آن کس که تو را هشدار داد، مانند کسی است که تو را مژده داد.
* زبان تربیت نشده، درّنده ای است که اگر رهایش کنی می گزد!
* چون تو را ستودند، بهتر از آنان ستایش کن و چون به تو احسان کردند، بیشتر از آن ببخش. به هر حال پاداش بیشتر از آن آغازکننده است.
* خدا آنچه را که از آن شکایت داری (بیماری) موجب کاستن گناهانت قرار داد. در بیماری پاداشی نیست امّا گناهان را از بین می برد و آنها را چونان برگ پاییزی می ریزد.
* بخشنده باش امّا زیاده روی نکن، در زندگی حسابگر باش امّا سخت گیر نباش.
* چون عقل کامل گردد، سخن اندک شود.
* در دنیا جز برای 2 کس خیر نیست؛ یکی گناهکاری که با توبه جبران کند و دیگر نیکوکاری که در کارهای نیکو شتاب ورزد.
* دوست محمد (ص) کسی است که خدا را اطاعت کند، هر چند پیوند خویشاوندی او دور باشد و دشمن محمد (ص) کسی است که خدا را نافرمانی کند، هر چند خویشاوند نزدیک او باشد.
* ارزش هرکس به میزان دانایی و تخصص اوست.
* در شگفتم از کسی که می تواند استغفار کند و نا امید است.
* چقدر فاصله بین این 2 عمل دور است:عملی که لذتش می رود و کیفر آن می ماند و عملی که رنج آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است.
" منبع: نهج البلاغه "
نوشته شده توسط یسنا در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت
از بایزید بسطامی (از شاگردان امام جعفر صادق (ع)) پرسیدند: چه شد به این مقام رسیدی؟
گفت: در یک شب سرد زمستانی، در نیمۀ شب، مادرم از خواب بیدار شد و از من آب خواست. رفتم کوزۀ آب را بیاورم، دیدم کوزه آب ندارد.
به سر چشمه رفتم آب آوردم و وقتی به منزل برگشتم دیدم مادر در خواب است. همچنان با در دست داشتن کوزه ایستادم تا مادرم پس از بیدار شدن از آب کوزه استفاده کند.
چون مادر از خواب بیدار شد از آب خورد و مرا دعا کرد و چون خواستم کوزه را بر زمین بگذارم، کوزه به دست من یخ زده بود. مادر پرسید: چرا کوزه را بر زمین نگذاشتی تا دست تو یخ نزند؟ گفتم: ترسیدم تو بیدار شوی و من حاضر نباشم.
مادر باز هم مرا دعای بسیار کرد و من گمان می برم از دعای او، خداوند این چنین توفیقاتی به من عطا فرمود.

" منبع: کتاب سّر دلبران "
نوشته شده توسط یسنا در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت
پیامبر اکرم (ص) به اصحابش فرمود:
آیا شما را از اموری آگاه نکنم که چون آنها را انجام دهید، شیطان از شما چندان دور می شود که مشرق از مغرب؟
گفتند: چرا، ای رسول خدا.
فرمود: روزه، روی شیطان را سیاه می کند و صدقه، پشت او را می شکند و دوستی در راه خدا و همکاری در اعمال نیک، او را هلاک می گرداند و آمرزش خواستن از خدا، رگ حیاتش را قطع می کند.
" منبع: کتاب پاسخ ها و پیام ها "
نوشته شده توسط یسنا در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 ساعت 11:45 موضوع | لینک ثابت
از رسول خدا (ص) پرسیدند: چرا ما خدا را می خوانیم امّا دعایمان به اجابت نمی رسد، در حالی که خداوند خود فرموده: « بخوانید مرا، تا اجابت کنم شما را »؟
پیامبر جواب داد و فرمود:
10 چیز دل های شما را میرانده است:
۱·خدا را می شناسید و اطاعتش را دوست نمی دارید.
۲· قرآن را می خوانید و به آن عمل نمی کنید.
۳· دوستی رسول خدا را ادعا می کنید و با فرزندانش دشمنی می ورزید.
۴· می گویید دشمن شیطانید، امّا موافق او کار می کنید.
۵· ادعای دوستی بهشت را دارید و برای به دست آوردنش عملی انجام نمی دهید.
۶· می گویید از آتش می ترسید، امّا با دست خود بدن هایتان را در آن می افکنید.
۷· با عیب جویی کردن از مردم، از عیب های خود غافل مانده اید.
۸· ادعای دشمنی با دنیا را دارید و یکسر به جمع کردن آن مشغولید.
۹· مرگ را پذیرفته اید، امّا برای آن آماده نشده اید.
۱۰· مردگان خود را دفن می کنید و عبرت نمی گیرید.
" منبع: کتاب پاسخ ها و پیام ها "
نوشته شده توسط یسنا در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 ساعت 11:6 موضوع | لینک ثابت
امام علی (ع) به فرزندش امام حسن فرمودند:
پسرم! 4 چیز از من یاد گیر (در خوبی ها) و 4 چیز را به خاطر بسپار (هشدارها) که تا به آنها عمل می کنی زیان نبینی:
"الف- خوبی ها"
1- همانا ارزشمندترین بی نیازی، عقل است.
2- بزرگترین فقر، بی خردی است.
3- ترسناک ترین تنهایی، خودپسندی است.
4- گرامی ترین ارزش خانوادگی، اخلاق نیکوست.
"ب-هشدارها"
1- پسرم! از دوستی با احمق بپرهیز، چرا که می خواهد به تو نفعی رساند اما دچار زیانت می کند.
2- از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می کند.
3- از دوستی با بدکار بپرهیز، که با اندک بهایی تو را می فروشد.
4- از دوستی با دروغگو بپرهیز، که او به سراب می ماند. دور را به تو نزدیک و نزدیک را دور می نمایاند.
منبع: نهج البلاغه "حکمت ۳۸ "
نوشته شده توسط یسنا در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 ساعت 16:44 موضوع | لینک ثابت
* اگر بر دشمنت دست یافتی، بخشیدن او را شکرانۀ پیروزی قرار بده.
* چون نشانه های نعمت پروردگار آشکار شد، با ناسپاسی نعمت ها را از خود دور نسازید.
* با مردم آن گونه معاشرت کنید، که اگر مردید بر شما اشک بریزند و اگر زنده ماندید با اشتیاق سوی شما آیند.
* کردار بندگان در دنیا، فردا در پیش روی آنان جلوه گر است.
* فرصت ها چون ابرها می گذرند، پس فرصت های نیک را غنیمت شمارید.
* به فریاد مردم رسیدن و آرام کردن مصیبت دیدگان از کفارۀ گناهان بزرگ است.
* ای فرزند آدم! زمانی که می بینی خداوند انواع نعمت ها را به تو می رساند در حالی که تو معصیت کاری، بترس.
* هشدار! هشدار! به خدا سوگند! خداوند چنان پرده پوشی کرده که می پنداری تو را بخشیده است.
* هنگامی که تو زندگی را پشت سر می گذاری ، مرگ به تو روی می آورد. پس دیدار با مرگ چه زود خواهد بود.
* گناهی که تو را پشیمان کند، بهتر از کار نیکی است که تو را به خودپسندی وا دارد.
* شکیبایی 2 گونه است: شکیبایی بر آنچه خوش نداری و شکیبایی در آنچه دوست داری.
" منبع: نهج البلاغه "
نوشته شده توسط یسنا در شنبه هشتم فروردین 1388 ساعت 8:52 موضوع | لینک ثابت
تا چشم ام حمیده، (مادر امام کاظم (ع)) به ابو بصیر- که برای تسلیت گفتن به او به مناسبت وفات شوهر بزرگوارش امام صادق آمده بود – افتاد اشک هایش جاری شد.
ابو بصیر نیز لختی گریست.
همین که گریۀ ام حمیده ایستاد به ابو بصیر گفت: «تو در ساعت احتضار امام حاضر نبودی، قضیۀ عجیبی اتفاق افتاد.»
ابو بصیر پرسید: « چه قضیه ای؟»
گفت: « لحظات آخر زندگی امام بود، امام دقایق آخر عمر خود را طی می کرد. پلکها روی هم افتاده بود. ناگهان امام پلکها را از روی هم برداشت و فرمود: « همین الان جمیع افراد خویشاوندان مرا حاضر کنید.»
مطلب عجیبی بود. در این وقت امام همچو دستوری داده بود. ما هم همت کردیم و همه را جمع کردیم. کسی از خویشان و نزدیکان امام باقی نماند که آنجا حاضر نشده باشد.
همه منتظر و آماده که امام در این لحظۀ حساس، می خواهد چه بکند و چه بگوید!
امام همین که همه را حاضر دید، جمعیت را مخاطب قرار داده فرمود: « شفاعت ما هرگز نصیب کسانی که نماز را سبک می شمارند نخواهد شد. »
منبع: داستان راستان (۱)
نوشته شده توسط یسنا در جمعه هفتم فروردین 1388 ساعت 8:38 موضوع | لینک ثابت
یگانه نجات دهندۀ بشر رسول گرامی اسلام "محمد بن عبدالله" صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هر کس نماز را سبک بشمارد و به آن اهمیّت ندهد به این 10 بلا مبتلا می شود:
1. پروردگار عالمیان برکت را از عمر و روزی او برمی دارد.
2. سیمای مردمان نیک از او گرفته می شود.
3. دعای او مستجاب نمی شود و از دعای نیکان هم بهره نمی برد.
4. کارهای نیکش برای او نتیجه نمی دهد.
5. در موقع مردن جانش را به سختی می گیرند.
6. تشنه و گرسنه از دنیا می رود.
7. به تاریکی و فشار قبر مبتلا می شود.
8. فرشته ای در قبر آزارش می کند.
9. در روز محشر در حالی که مردم به او نگاه می کنند با خواری بر زمین کشیده می شود.
10. در روز قیامت پروردگار عالمیان نظر لطف به او نمی کند و حساب اعمال او را به سختی کشیده و به عذاب دردناک گرفتارش خواهد نمود.
نوشته شده توسط یسنا در شنبه یکم فروردین 1388 ساعت 22:45 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم، به حیوان بر زدم
مردم از حیوانی و انسان شدم
پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک بال و پر
بار دیگر از ملک قربان شوم
آن چه اندر وهم ناید، آن شوم
پس عدم گردم، عدم، چون ارغنون
گویدم " انا الیه الراجعون"
-------------------------------------
از مکاید بزرگ شیطان و نفس امّاره آن است که جوانان را وعدۀ صلاح و اصلاح در زمان پیری می دهد تا جوانی با غفلت از دست برود و به پیران وعدۀ طول عمر می دهد تا لحظۀ آخر با وعده های پوچ انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او بازدارد تا زمان مرگش فرا رسد.
-------------------------------------
ستایش و نیایش:
ستایش خداوندی را سزاست که شبم را به صبح آورد، بی آنکه مرده یا بیمار باشم.
نه دردی بر رگ های تنم باقی گذارد و نه به کیفر بدترین کردارم گرفتار کرد.
نه بی فرزند و خاندان مانده و نه از دین خدا روی گردانم، نه ایمانم دگرگون و نه عقلم آشفته و نه به عذاب امّت های گذشته گرفتارم.
خدایی که تاریکی ها او را پنهان نسازد و از نورها روشنی نگیرد
شب او را نپوشاند و روز بر او نمی گذرد
نه بینایی او از راه دیدگان است و نه علم او از راه اطّلاعات و اخبار است.
---------------------------------------
خدایا! به تو پناه می برم از آن که در سایه ی بی نیازی تو، تهی دست باشم
یا در پرتو روشنایی هدایت تو گمراه گردم
یا در پناهِ قدرتِ تو، بر من ستم روا دارند
یا خوار و ذلیل باشم در حالی که کار در دست تو باشد.
---------------------------------------
خدایا! ما به تو پناه می بریم از آن که از فرمودۀ تو بیرون باشیم یا از دین تو خارج گردیم
یا هواهای نفسانی پیاپی بر ما فرود آید که از هدایت ارزانی شده از جانب تو سر باز زنیم.
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
