نارنینا غم هجران تو را با چه کسی ساز کنم
چه کسی اگه از این قصه و این راز کنم
دشت و صحرا و بیابان همه پیمودم من
همدمی نیست که این سفره دل باز کنم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بهترین کارها سه چیز است: تواضع به هنگام دوستی، عفو به هنگام قدرت،
و بخشش بدون منت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با یکدیگر دست بدهید که دست دادن بر دوستی می افزاید. پیامبر اکرم (ص)
هرکه خالصانه ترین عباداتش را برای خدا به آسمان بفرستد،خداوند بهترین
مصلحت ها را برایش به زمین می فرستد. حضرت فاطمه (س)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آدینه آمد از راه، یاران در انتظارند
با آرزوی دیدار، در انتظار یارند
جاری به روی لب ها، در جمعه های زیبا
در انتظار مهدی، عجل فرج خدایا
ای عشق تو خدایی، پنهان ز ما چرایی
چشمان ما به راه است، شاید که تو بیایی
جاری ز دیده هایم، اشک فراق مولا
این قلب خسته من، گیرد سراغ مولا
نوشته شده توسط یسنا در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 ساعت 20:12 موضوع | لینک ثابت
ز لیلی می شنیدم یا علی گفت
به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
چمن با ریزش باران رحمت دعا می کرد او هم یا علی گفت![]()
یقین پروردگار آفرینش به موجودات عالم یا علی گفت
خمیر خاک آدم را سرشتند
چو برمی خواست آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز می زد ز بس بیچاره مریم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمی شد گمانم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده می شد یقین آنجا علی هم یا علی گفت![]()
نوشته شده توسط یسنا در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم، به حیوان بر زدم
مردم از حیوانی و انسان شدم
پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک بال و پر
بار دیگر از ملک قربان شوم
آن چه اندر وهم ناید، آن شوم
پس عدم گردم، عدم، چون ارغنون
گویدم " انا الیه الراجعون"
-------------------------------------
از مکاید بزرگ شیطان و نفس امّاره آن است که جوانان را وعدۀ صلاح و اصلاح در زمان پیری می دهد تا جوانی با غفلت از دست برود و به پیران وعدۀ طول عمر می دهد تا لحظۀ آخر با وعده های پوچ انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او بازدارد تا زمان مرگش فرا رسد.
-------------------------------------
ستایش و نیایش:
ستایش خداوندی را سزاست که شبم را به صبح آورد، بی آنکه مرده یا بیمار باشم.
نه دردی بر رگ های تنم باقی گذارد و نه به کیفر بدترین کردارم گرفتار کرد.
نه بی فرزند و خاندان مانده و نه از دین خدا روی گردانم، نه ایمانم دگرگون و نه عقلم آشفته و نه به عذاب امّت های گذشته گرفتارم.
خدایی که تاریکی ها او را پنهان نسازد و از نورها روشنی نگیرد
شب او را نپوشاند و روز بر او نمی گذرد
نه بینایی او از راه دیدگان است و نه علم او از راه اطّلاعات و اخبار است.
---------------------------------------
خدایا! به تو پناه می برم از آن که در سایه ی بی نیازی تو، تهی دست باشم
یا در پرتو روشنایی هدایت تو گمراه گردم
یا در پناهِ قدرتِ تو، بر من ستم روا دارند
یا خوار و ذلیل باشم در حالی که کار در دست تو باشد.
---------------------------------------
خدایا! ما به تو پناه می بریم از آن که از فرمودۀ تو بیرون باشیم یا از دین تو خارج گردیم
یا هواهای نفسانی پیاپی بر ما فرود آید که از هدایت ارزانی شده از جانب تو سر باز زنیم.
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
