
برای کسي کلاس بگذاريم،
شخصی را تحويل نگيريم،
با ديگران هزار رو باشيم،
دل دوستمان را بشکنيم،
درکش نکنيم و
فقط و فقط شعار بدهيم.
تجربه کردم؛ خوشرويی حلال تمام مشکلات است.
تجربه کردم؛ افکار عالی، با پشتکار عالی، زندگی عالی به دنبال دارد.
تجربه کردم؛ هر کس حد و مرز روابط را مشخص کند خودش را حفظ کرده است.
تجربه کردم؛ تلاش بی نتيجه بهتر از زندگی بی تلاش است.
تجربه کردم؛ استواری انسان ها بيشتر از کوه است.
.jpg)
نوشته شده توسط یسنا در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 10:55 موضوع | لینک ثابت
1.
سوسک، سریع ترین جانور شش پا است، با سرعت یک متر در ثانیه.
2. خرگوش ها و طوطی ها بدون نیاز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببینند.
3. کرگدن ها قادرند سریع تر از انسان ها بدوند.
4. هیچ پنگوئنی در قطب شمال وجود ندارد.
5. یک اسب در طول یک سال، هفت برابر وزن خود غذا مصرف می کند.![]()
6. رشد دندان های سگ آبی هیچ وقت متوقف نمی شود.
7. قلب وال ها تنها نه بار در دقیقه می زند.
8. عمر سنجاقک ها فقط 24 ساعت است.![]()
9. اسب ها قادرند در حالت ایستاده بخوابند.
10. عمر تمساح بیش از 100 سال است.
11. ۹۸/۵ درصد از ژن های انسان و شامپانزه یکسان هستند.
12. سگ های شهری به طور متوسط 3 سال بیشتر از سگ های روستایی عمر می کنند.![]()
13. پلنگ ها قادرند تا ارتفاع 5 متری بالا بپرند.
14. 11 درصد جمعیت جهان را چپ دستان تشکیل می دهند.
15. سالانه 500 فیلم در آمریکا و 800 فیلم در هند ساخته می شود.
16. 80 درصد امواج تلفن های همراه به وسیله سر جذب می شود.![]()
17. قد فضانوردان هنگامی که در فضا هستند 5 تا 7 سانتی متر بلند تر می شود.
18. جلیقه ضد گلوله، برف پاک کن شیشه خودرو و پرینتر لیزری همگی از اختراعات زنان هستند.![]()
19. نور خورشید 5/8 دقیقه طول می کشد تا به زمین برسد.
20. روشنایی قرص کامل ماه 9 برابر هلال ماه است.![]()

نوشته شده توسط یسنا در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 1:19 موضوع | لینک ثابت

پر قدرت ترین سلاح برای مقابله با مشکلات امید است و بس.
آن که قوی است می جنگد و آن که ضعیف است جنگ بر می افروزد.
قدرت را زمانی احساس خواهی کرد که طعم ضعف را چشیده باشی.
هنگام دعا بهتر است قلبی تهی از کلام داشته باشیم، تا کلامی بی حضور قلب.![]()
نگاهت را به خود بدوز و از داوری کردار دیگران بر حذر باش.
آن چه در دعا مهم است واژه ها نیستند بلکه عمق سکوت همدلانه است.![]()
هیچ مساله ای بدون راه حل نیست و راه حل تمامی مسایل نزد خداست.
ما باید بهای هر کلمه ای را که بی توجه به زبان می آوریم، بپردازیم.
بدان که ثروت، دارا بودن آن مقدار پولی که می خواهی نیست، بلکه بهره مندی از آن
مقدار پولی است که به آن نیاز داری.
الهی آن که تو را دارد چه ندارد! و آن که تو را ندارد چه دارد. ![]()
قدرشناس نعمت هایی باشید که هم اکنون در اختیار شماست.
لبخند، بهترین ها را به سمت تو جذب می کند.![]()
زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیک تر می شویم سریع تر
حرکت می کند.![]()
خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم
همه چیز را در یک روز به دست آورم.
فرصت ها هیچ گاه از بین نمی روند. بلکه شخص دیگری، فرصت از دست داده ما را، تصاحب
خواهد کرد.![]()
نوشته شده توسط یسنا در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 1:3 موضوع | لینک ثابت
پروردگارا! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شرمنده ام که…
از اینکه ایمانم به بندگانت، بیشتر از ایمانم به تو است.
از اینکه رسوایی پیش بندگانت، برایم سخت تر از رسوایی پیش تو بود.
از اینکه وقتی که کاری برای کسی انجام می دادم، انتظار تشکر داشتم.
از اینکه از گفتن سخنان غیر ضروری خودداری نکردم و پرحرفی نمودم.
از اینکه خود را برتر از دیگران دانستم.
از اینکه کاری که برای رضای تو باید انجام می شد، برای رضای دیگران
انجام دادم.
از اینکه در کار دیگران تجسس کردم.
از اینکه آنجایی که باید سکوت می کردم، حرف زدم و آنجایی که باید
حرف می زدم، سکوت کردم.
از اینکه زود باور بودم و حرفی را بدون دلیل، می پذیرفتم.
از اینکه خیلی راحت به دیگران تهمت می زدم و بی جهت آبرویشان
را می بردم.
از اینکه وقتی کسی را در حال گناه می دیدم ناراحت می شدم، ولی
گناهان خودم مرا ناراحت نمی کرد.
از اینکه حق نعمت هایت را به جا نیاوردم.
از اینکه شبها با یاد تو نخوابیدم و روزها با یاد تو از جا بر نخواستم.
از اینکه امام زمانم را نشناختم و محبت او رادر دل به وجود نیاوردم تا
دعاهایم برای ظهورش برآورده شود.
از اینکه نمازم را بدون حضور قلب و برای دیگران خواندم!
از اینکه واجبات را به خاطر مستحبات، ترک کردم.
از اینکه خدایی نبودم و شبیه بندگانت شدم.
از اینکه حجاب را فقط در پوشش ظاهری دانستم و حجاب چشم و گوش،
زبان و دست و پا را فراموش کردم.
از اینکه منتظر بودم، تا دیگران به من سلام کنند.
از اینکه حق والدینم را آنگونه که باید ادا نکردم.
از اینکه مالی را که متعلق به تو بود، از آن خود دانستم.
از اینکه در دنیا و تجملاتش غرق شدم.
از اینکه همیشه خشمم به کظمم پیروز می شود.
از اینکه اعضای بدنم، دائم به خطا می رود.
از اینکه وقتی شکمم سیر می شود، از یاد گرسنگان غافل می شوم.
از اینکه شنیدن حرف حق، برایم تلخ است.
نوشته شده توسط یسنا در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت
خدای عزيز!
به جای اينکه بگذاری مردم بميرند و مجبور باشی آدمای جديد بيافرينی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمیکنی؟
امی
خدای عزيز!
شايد هابيل و قابيل اگر هر کدام يک اتاق جداگانه داشتند همديگر را نمیکشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.
لاری
اگر يکشنبه، مرا توی کليسا تماشا کنی، کفشهای جديدم رو بهت نشون ميدم.
ميگی
خدای عزيز!
شرط میبندم خيلی برايت سخت است که همه آدمهای روی زمين رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر
عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمیتوانم همچين کاری کنم.
نان
خدای عزيز!
در مدرسه به ما گفتهاند که تو چکار میکنی، اگر تو بری تعطيلات، چه کسی کارهايت را انجام میدهد؟
جين
خدای عزيز!
آيا تو واقعاً نامرئی هستی يا اين فقط يک کلک است؟
لوسی
خدای عزيز!
اين حقيقت داره اگر بابام از همان حرفهای زشتی را که توی بازی بولينگ میزند، تو خانه هم استفاده کند،به بهشت نمیرود؟
آنيتا
آيا تو وافعاً میخواستی زرافه اينطوری باشه يا اينکه اين يک اتفاق بود؟
نورما
خدای عزيز!
چه کسی دور کشورها خط میکشد؟
جان
خدای عزيز!
من به عروسی رفتم و آنها توی کليسا همديگر را بوسيدند. اين از نظر تو اشکالی نداره؟
نيل
خدای عزيز!
آيا تو واقعاً منظورت اين بوده که « نسبت به ديگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار میکنند؟ » اگر اين طور باشد،
من بايد حساب برادرم را برسم.
دارلا
خدای عزيز!
بخاطر برادر کوچولويم از تو متشکرم، اما چيزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، يک توله سگ بود.
جويس
خدای عزيز!
وقتی تمام تعطيلات باران باريد، پدرم خيلی عصبانی شد. او چيزهايی دربارهات گفت که از آدمها انتظار نمیرود بگويند.
به هر حال، اميدوارم به او صدمهای نزنی.
دوست تو (اما نمیخواهم اسمم رو بگم)
خدای عزيز!
لطفاً برام يه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هيچ چيز او تو نخواسته بودم. میتوانی دربارهاش پرس و جو کنی.
بروس
خدای عزيز!
برادر من يک موش صحرايی است. تو بايد به اون دم هم میدادیها! ها!
دنی
خدای عزيز!
من میخواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اينهمه مو در تمام بدنش.
تام
خدای عزيز!
فکر میکنم منگنه يکی از بهترين اختراعاتت باشد.
روث
خدای عزيز!
من هميشه در فکر تو هستم حتی وقتی که دعا نمیکنم.
اليوت
خدای عزيز!
از همۀ کسانی که برای تو کار میکنند، من نوح و داود را بيشتر دوست دارم.
راب
خدای عزيز!
برادرم يه چيزايی دربارۀ به دنيا آمدن بچهها گفت، اما اونها درست به نظر نمیرسند. مگر نه؟
مارشا
من دوست دارم شبيه آن مردی که در انجيل بود، 900 سال زندگی کنم.
با عشق کريس
خدای عزيز!
ما خواندهايم که توماس اديسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاسهای دينی يکشنبهها به ما گفتند تو اين کار رو کردی.
بنابراين شرط میبندم او فکر تو را دزديده.
با احترام دونا
خدای عزيز!
آدمهای بد به نوح خنديدند « تو احمقی چون روی زمين خشک کشتی میسازي » اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون
بودم همين کارو میکردم.
ادی
خدای عزيز!
لازم نيست نگران من باشی. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه میکنم.
دين
خدای عزيز!
فکر نمیکنم هيچ کس میتوانست خدايی بهتر از تو باشد. میخوام اينو بدونی که اين حرفو بخاطر اينکه
الان تو خدايی، نمیزنم.
چارلز
خدای عزيز!
هيچ فکر نمیکردم نارنجی و بنفش به هم بيان. تا وقتی که غروب خورشيدی رو که روز سهشنبه ساخته بودی،
ديدم، معرکه بود.
نوشته شده توسط یسنا در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 23:29 موضوع | لینک ثابت
روزی شخصی خدمت امام حسین علیهالسلام آمد و عرض کرد: ای پسر رسول خدا، من فرد گناهکاری هستم و توانایی دست برداشتن از گناه را ندارم. با این حال از شما درخواست دارم که مرا موعظه کنید. امام حسین علیهالسلام فرمودند:
«ای مرد، هرچه میخواهی بکن اما قبل از انجامدادن گناه چند چیز را رعایت کن: اول اینکه از رزق و روزی خداوند نخور، آن گاه هرکاری میخواهی انجام بده؛ دوم آنکه از ملک خدا بیرون برو بعد هرچه دوست داری گناه کن؛ سوم آن که در جایی برو که خداوند تو را نبیند؛ چهارم، هرگاه ملک الموت خواست روح از بدنت جدا کند و جانت را بگیرد او را از خود دور کن؛ پنجم این که وقتی مالک دوزخ تو را به سوی آتش میبرد اگر میتوانی از کار او جلوگیری کن و وارد آتش جهنم نشو. در آن صورت هرچه میخواهی گناه کن».
نوشته شده توسط یسنا در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 20:31 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم، به حیوان بر زدم
مردم از حیوانی و انسان شدم
پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملایک بال و پر
بار دیگر از ملک قربان شوم
آن چه اندر وهم ناید، آن شوم
پس عدم گردم، عدم، چون ارغنون
گویدم " انا الیه الراجعون"
-------------------------------------
از مکاید بزرگ شیطان و نفس امّاره آن است که جوانان را وعدۀ صلاح و اصلاح در زمان پیری می دهد تا جوانی با غفلت از دست برود و به پیران وعدۀ طول عمر می دهد تا لحظۀ آخر با وعده های پوچ انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او بازدارد تا زمان مرگش فرا رسد.
-------------------------------------
ستایش و نیایش:
ستایش خداوندی را سزاست که شبم را به صبح آورد، بی آنکه مرده یا بیمار باشم.
نه دردی بر رگ های تنم باقی گذارد و نه به کیفر بدترین کردارم گرفتار کرد.
نه بی فرزند و خاندان مانده و نه از دین خدا روی گردانم، نه ایمانم دگرگون و نه عقلم آشفته و نه به عذاب امّت های گذشته گرفتارم.
خدایی که تاریکی ها او را پنهان نسازد و از نورها روشنی نگیرد
شب او را نپوشاند و روز بر او نمی گذرد
نه بینایی او از راه دیدگان است و نه علم او از راه اطّلاعات و اخبار است.
---------------------------------------
خدایا! به تو پناه می برم از آن که در سایه ی بی نیازی تو، تهی دست باشم
یا در پرتو روشنایی هدایت تو گمراه گردم
یا در پناهِ قدرتِ تو، بر من ستم روا دارند
یا خوار و ذلیل باشم در حالی که کار در دست تو باشد.
---------------------------------------
خدایا! ما به تو پناه می بریم از آن که از فرمودۀ تو بیرون باشیم یا از دین تو خارج گردیم
یا هواهای نفسانی پیاپی بر ما فرود آید که از هدایت ارزانی شده از جانب تو سر باز زنیم.
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
